نمایش دو فیلم فارسی چه بر سر سینمای رادیو سیتی آمد؟

5

با نمایش دو فیلم فارسی تازگی ها کلیپ جالبی دیدم درباره سینما رادیوسیتی و مرا بٌرد به آن دوران طلایی و آن سینمای محبوب، و یاد خاطره هایی افتادم مربوط به نمایش دو فیلم فارسی در این سینما، فیلم هایی که برای زمانی چهره رادیوسیتی را تغییر داد.
از آن زمان که سینما رادیوسیتی در خیابان پهلوی آغاز به کار کرد، «موند» شد. سینمایی که به مرور محبوبیت خاصی بین سینما روها کسب کرد. تقریباً هر فیلمی که نشان میداد – چه خوب و چه بد- مورد استقبال مردم قرار می گرفت چون در حقیقت خود سینما را دوست داشتند. رادیوسیتی البته با نمایش آثار روشنفکرانه و هنری هم مشتریان خاص خودش را داشت. شاید به همین خاطر هم بود که اکثر استودیوها و تهیه کننده های فیلم های فارسی آرزو داشتند فیلم آن ها بر روی پرده این سینما برود. اما رادیوسیتی در انتخاب فیلم سخت گیر بود. حالا چه شد که یک باره این سینما تصمیم گرفت که فیلم فارسی را به نمایش بگذارد، معلوم نشد به چه دلیل بوده است.
در دوم شهریور 1340 رادیوسیتی در کمال حیرت اعلام کرد که قرار است فیلم فارسی «فریاد نیمه شب» را اکران کند. این فیلم را مهدی میثاقیه سرمایه گذاری کرده بود و ساموئل خاچیکیان کارگردانی اش را انجام داده بود. آن طور که پیشاپیش تبلیغات درباره اش گفته بودند «یکی از بهترین آثار سینمای ایران به حساب خواهد آمد» و چنین نشد البته. فیلم با برداشت از موضوع اصلی فیلم نوآر معروف سینمای آمریکا «گیلدا» (1946) ساخته چارلز ویدور، شکل گرفته بود و هنرپیشه های آن فردین، پروین غفاری و آرمان بودند (به جای گلن فورد، ریتا هیورث و جرج مک ردی).
از زمان ساخت «فریاد نیمه شب» به علت بازی پروین غفاری سروصدای زیادی به پا شد و ما در مجله «ستاره سینما» در این باره از کارگردانان خواستیم عقیده شان را نسبت به حضور این چهره در سینما ابراز دارند. ساموئل خاچیکیان گفته بود: «چون این رل کاملاً تیپ خانم غفاری بود از او دعوت شد در این فیلم شرکت کند. این را هم باید اضافه کنم که تنها تیپ این خانم نبود زیرا استعداد و مهارت او برای ما بسیار مهم بود». خسرو پرویزی هم معتقد بود :« پری غفاری قبل از این که یک هنرپیشه باشد، او را به نام دیگری می شناسیم و اصولاً نمی توان از هرگونه شهرتی در سینما استفاده کرد». و حسین مدنی چنین نظر داده بود : « درعالم تجارت دیگر این حرف ها مطرح نیست».
برای ما تماشای «فریاد نیمه شب» با آن داستان مسخره و صحنه های اجق وجق بی معنی ، بسیار خنده آور بود. در صحنه هایی قهقهه زدیم. مثل آن جا که آرمان زیر آب قایم شده و با نی نفس می کشید!
نمایش «فریاد نیمه شب» در سینمایی چون رادیو سیتی ، شگفت آور بود. هیچ کس تصورش را هم نمی کرد که این سینما به نمایش چنین فیلمی رضایت دهد. از آن نوع فیلم فارسی های رایج و به سبک و سیاق غلو آمیز و غلیظ دلهره ای/ جنایی که خاچیکیان قبل ها نظیر آن را بارها ساخته بود و به چنان سبکی هم اشتهار داشت. «فریاد نیمه شب» حدود 38 شب در رادیوسیتی ( و هم چنین هم زمان 37 شب در سینما سعدی) بر پرده بود.
«فریاد نیمه شب» لطمه ای جبران ناپذیر به سینما رادیوسیتی زد، طوری که مدت ها پس از آن هم موقعیت این سینما را به خطر انداخت. بسیاری فیلم های بعد از «فریاد نیمه شب» که در این سینما نشان داده شد، با فروش های گذشته تفاوت زیادی داشت. آن روزها با مدیر رادیوسیتی آشنا بودم و پس از نمایش «فریاد نیمه شب» با او برخوردی داشتم. پرسیدم «چه شد که یهو تصمیم گرفتید فیلم فارسی نشان دهید؟» و مدیر این سینما با ناراحتی و عدم رضایت، به من گفت : «باور نمی کنید، اشتباه محض بود. حالا هم ناچاریم درِ سینما را باز بگذاریم تا بوی آن فیلم خارج شود!».
با همه این احوال، آن حرکت گویی درس عبرتی برای رادیوسیتی نشد. چهار سال بعد سینما در 22 دی ماه سال 1344 بار دیگر مبادرت به نمایش یک فیلم فارسی یعنی «خشت و آینه» کرد. با وجودی که قیاس این فیلم با «فریاد نیمه شب» قیاس مع الفارق است ولی به هر رو، «خشت و آینه» هم فیلم فارسی بود حتی در شکل و شمایل یک اثر روشنفکرانه. ما که از مستندهای ابراهیم گلستان خوشمان نیامده بود و اغلب شان تبلیغاتی و به سفارش ساخته شده بودند، گفتیم نخستین فیلم داستانی این کارگردان شاید چیز دیگری باشد. البته سخت بود تحمل فیلم با موضوعی به شدت روشنفکرانه، با شخصیت هایی غیر قابل باور که بعضی هایشان مثل پاسبان و افسر کلانتری و یا آدم های عادی کافه، چنان قلمبه سلمبه و معنادار حرف می زدند که انگشت حیرت به دهان مانده بودیم! «خشت و آینه» معلوم بود که به قصد یک اثر هنری مرعوب کننده با مفاهیم ثقیل و غیر قابل فهم، ساخته شده است. هرچند سطحی و سبک مثل اکثر فیلم فارسی های آن دوره نبود اما در کل هم ارزش چندانی نداشت.
ابراهیم گلستان – تهیه کننده و کارگردان – سه هفته نمایش فیلم را گارانتی کرده و خود فروش آن را در حد متعارف فروش یک فیلم در رادیوسیتی، تقبل کرده بود. «خشت و آینه» تنها نشان از ژست و پُز هنری سازنده آن داشت و گفته می شد نمایش آن ضرر مادی زیادی به گلستان وارد آورد.